Porsche
Part25
گونه هام همینطور داشت بیشتر قرمز میشد.نشستم سر جام.
_خب این چندوقت چیکارا میکنی؟
+راستش چندوقت دیگه کامبکه و درگیرم و قراره مسافرت های طولانی برم و پیشت نیستم🤧🫠
_چه بددد(غررر)
+میدونم میدونم تور جهانیه قراره خیلی جفتمون اذیت بشیم ولی دیگه مجبوریم
_درسته…دیگه کاره نمیشه کاریش کرد😔
سرمو انداختم و هوفی کشیدم؛دستشو دراز کرد و صورتمو نوازش کرد.با لحن شیطونی که قصد داشت خوشحالم کنه گفت
+نبینم ناراحت باشیییی…دورت بگردم گفتم که فردا میریم نیویورک کلی خوشمیگذرونیم باهم بعدشم من بین کنسرت ها میام کره میبینمت بالاخره!بعدش شما زمانی که من خارج از کشورم میری خونه من میمونی!امنیتش بیشتره و در کل خیالم راحت تره
_اقا هنوز نرفته داره قانون میذاره
+بده نگرانتم؟تو اگه چیزیت بشه من چیکار کنم؟
_من نمیگم چیزیم میشه بعدشم من دفاع شخصی رفتم بلدم.این یک،یکی از همین فنای دیوونت بیاد دم در خونه منو ببینه بنظرت چیکار میکنه؟از فرداش میشم سطر سایت ها«معشوقه جئون جونگکوک در خانه او»مسخره نیس؟
+بخاطر همین دارم میگم بری خونه من بمونی چون اونجا هزارتا نگهبان و بادیگارد ریخته کسی نمیتونه حتی زنگ درو بزنه
_باشه باشه میرم خونه تو میمونم.با تو نمیشه بحث کرد!
+حالا شد.افرین دختر بابایی
اومد جلو لباشو گذاشت رو لبام…
شرط:
لایک:۶۰
کامنت:۳۰
بازنشر:۱۰
گونه هام همینطور داشت بیشتر قرمز میشد.نشستم سر جام.
_خب این چندوقت چیکارا میکنی؟
+راستش چندوقت دیگه کامبکه و درگیرم و قراره مسافرت های طولانی برم و پیشت نیستم🤧🫠
_چه بددد(غررر)
+میدونم میدونم تور جهانیه قراره خیلی جفتمون اذیت بشیم ولی دیگه مجبوریم
_درسته…دیگه کاره نمیشه کاریش کرد😔
سرمو انداختم و هوفی کشیدم؛دستشو دراز کرد و صورتمو نوازش کرد.با لحن شیطونی که قصد داشت خوشحالم کنه گفت
+نبینم ناراحت باشیییی…دورت بگردم گفتم که فردا میریم نیویورک کلی خوشمیگذرونیم باهم بعدشم من بین کنسرت ها میام کره میبینمت بالاخره!بعدش شما زمانی که من خارج از کشورم میری خونه من میمونی!امنیتش بیشتره و در کل خیالم راحت تره
_اقا هنوز نرفته داره قانون میذاره
+بده نگرانتم؟تو اگه چیزیت بشه من چیکار کنم؟
_من نمیگم چیزیم میشه بعدشم من دفاع شخصی رفتم بلدم.این یک،یکی از همین فنای دیوونت بیاد دم در خونه منو ببینه بنظرت چیکار میکنه؟از فرداش میشم سطر سایت ها«معشوقه جئون جونگکوک در خانه او»مسخره نیس؟
+بخاطر همین دارم میگم بری خونه من بمونی چون اونجا هزارتا نگهبان و بادیگارد ریخته کسی نمیتونه حتی زنگ درو بزنه
_باشه باشه میرم خونه تو میمونم.با تو نمیشه بحث کرد!
+حالا شد.افرین دختر بابایی
اومد جلو لباشو گذاشت رو لبام…
شرط:
لایک:۶۰
کامنت:۳۰
بازنشر:۱۰
- ۱۰.۵k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط